اول درباره خودم و بعد بچه ها
یه مساله ای بود که مدتها بود که می خواستم باهاتون در میون بذارم. شاید ساده به نظر برسه و بدیهی. ولی می خوام بگم.
اون موقعی که من ایران بودم و از بچه هایی که رفته بودن کمک و اطلاعات می خواستم، بعضی هاشون سخاوتمندانه اطلاعات در اختیارم می ذاشتن و بعضی ها اصلا انگار نه انگار که آدمی ازشون چیزی پرسیده. یه کلاس و اعتباری برای خودشون قائل بودن. می خواستم بگم که من، یعنی کسی که این سطور رو می نویسه، یه آدم مهاجر هستم با همون ویژگیهای اخلاقی خوب و بد گذشته و تغییر محل زندگیم رو یه انتخاب می دونم که با تلاش خودم و خونواده ام به دست اومده ولی به هیچ وجه اونو مایه فخر فروختن به بقیه هموطنانم نمی دونم و از اینکه چنین آدمی هم جلوه کنم بیزارم.
دلیلی که این نکته رو الان می گم واسه اینه که این روزها بیشتر وقتم دنبال گسترده تر کردن شبکه کاری در اینجا و استخراج اطلاعات شرکت ها و جذب نیرو هست و وقتی به اینترنت وصل می شم وقتم به این منوال می گذره. واسه همین جواب دادن کامنتها کمی طول می کشه. نمی خوام کسی فکر کنه که حالا که خر علی از پل گذشت، به کامنت ها اهمیت نمی ده و ... . کاش همه شما می دونستید که چقدر واسه من اهمیت دارید و چه احساس خوبی دارم که واستون می نویسم.
خیلی از دوستان ازم خواستن که در مورد بچه ها بنویسم.
اون چیزی که من می نویسم درباره خودمون و ویژگیهای شخصیتی پسر خودمه و بچه ها روحیات متفاوتی دارن.
نیکداد از اینجا خوشش اومده و همه چیز براش جالبه. اینجا پارک ها خیلی زیاده و وسایل بازی بچه ها هم توی همه پارک ها هست. هر روز با چند دقیقه پیاده روی میشه به یه پارک رسید و بچه می تونه حسابی ورجه وورجه کنه. وسایل هم تا حد زیادی امن هستن.
بچه ما - و فکر می کنم اغلب بچه ها - دوست دارن که وقتی می رین بیرون یا بر می گردین خونه خوراکی واسشون بگیرین. اینجا مک دونالد ساندویچ ها کوچیک همبرگر به قیمت 2.2 دلار می ده یا بستنی کوچیک به قیمت 30 سنت. بستنی هاش واسه آدم بزرگ هم کاملا کافیه. یعنی اگه سه نفر باشین با 90 سنت می تونین بستنی خوش مزه ای بخورین و بچه هم می تونه با وسایل بازی مک دونالد حسابی بازی کنه.
بعضی شعبه ها، مثل شعبه نزدیک خونه ما، شنبه ها برنامه رایگان نقاشی صورت بچه ها رو دارن. خوبیش اینه که به خاطر همین چیز کوچیک، بچه ها میان اونجا و یه اجتماعی شکل می گیره و بچه یه کم با بقیه تعامل می کنه.
بعضی از کلیسا ها هم اینجا برنامه های رایگان ورزش و بازی واسه بچه ها دارن. من نگران بودم که نکنه مثل ایران چیز مذهبی به خورد بچه بدن که با تحقیق متوجه شدم که اصلا این کارو انجام نمی دن. برنامه هاشون معمولا یک یا دو روز در هفته است.
یه سری وسایل بازی از همون هایی که تو ایران هست و سکه ایه اینجا هم هست توی مراکز خرید و هر سری 2 دلاره. سمت اسباب بازی نمیشه رفت ولی دوستم می گفت که توی گاراژ سیل ها می شه اسباب بازی های خیلی خوب و تمیز با قیمت 1 دلار و کمتر پیدا کرد. خودم هنوز امتحان نکردم. یکی از چیزای دیگه ای هم که بچه ها خیلی دوست دارن نوشابه است که اینجا با 70-80 سنت می تونین بخرین، ولی مواظب باشید که چندان مفید نیست واسه بچه. بعضی از آجیل ها مثل بادوم هندی هم اینجا به نسبت ارزونه و می تونین تهیه کنین واسه بچه. می تونین کاتالوگ فروشگاه های مختلف رو آخر هر خرید بگیرین و بعد تو خونه ببینین چیزای ارزون چی دارن. مثلا نیکداد عاشق موز هست و اینجا موز خیلی وقتا با قیمت کیلویی یک و نیم دلار پیدا می شه. یا مثلا گلابی و پرتقال هم قیمت پایینی دارن و نیکداد هم دوست داره. یا مثلا یه نصفه آناناس هم اینجا 1 دلار خریدیم و بسیار با کیفیت بود و خیلی هم غنی و سرشار از ویتامینه.
یه کلاس موسیقی ای هست واسه بچه ها که خیلی ابتداییه. واسه همین سنین 3-4 سال. یه روز در هفته برگزار میشه و هر جلسه 16-17 دلار هست. شاید ما نیکداد رو فرستادیم. در مورد مهد کودک هنوز اطلاعاتی کسب نکردم. منتظریم ببینیم کلاسای Tafe چه جوریه و اگه شد از مهدکودک رایگان اونجا استفاده کنیم.
اینجا یه سری شبکه های تلویزیونی که تعدادشون قابل توجه هست رایگانه و به صورت دیجیتال پخش می شه. تلویزیون های اینجا هم خودشون گیرنده دیجیتال توشون هست و لازم نیست جداگانه بخرین. یه شبکه هست به اسم ABC2/ABC4. از صبح تا شب کارتون می ده و کارتون هاش لااقل واسه نیکداد خیلی جذابه و به طور ضمنی شمردن و کلمات پایه ای رو به بچه ها یاد میده. با توجه به جامعه چند زبانه و چند فرهنگی استرالیا، این شبکه ضروریه و خیلی به ما هم کمک می کنه که ببینیم چه چیزایی به بچه های اینجا آموزش داده می شه.
مردم اینجا هم به واسطه فرهنگشون واسه بچه ها خیلی اهمیت قائل میشن. بچه دار ها در اولویت هستن خیلی جاها و حتی اولویت در اختصاص پارکینگ در اماکن عمومی بعد از معلولان با خونواده هاست.
نیکداد خیلی سریع جملاتی رو یاد گرفته و با اینکه جلوی ما بروز نمی ده و خجالت می کشه، جلوی دایانا به کارشون می بره و مثلا از دایانا پرسیده:
How old are you?
و وقتی دایانا اینو به من گفت من داشتم شاخ در می آوردم! به همین سرعت بچه ها یاد می گیرن. ولی میشه گفت این دو زبانه بودن یا شدن، ممکنه کمی در کودکی آزارشون بده. ولی فقط ممکنه و من اطلاعات دقیقی ندارم.
بچه ها ممکنه یه سری قضاوتهای نژادی داشته باشن که لازمه بهشون یاد بدین که همه آدما خوبن. ممکنه بگن که فلان بچه سیاهه و من دوسش ندارم که باید با حوصله و بدون خشم و غضب بچه رو آموزش داد. توی مهد کودک و مدرسه هم بچه ها رو خیلی آموزش می دن. مثلا نمی تونن همدیگه رو با عنوان ایرانی، یا چینی و هندی و ... خطاب کنن. بهشون یاد می دن که همو با اسم خطاب کنن.
تنبیه بدنی اینجا ممنوعه و مجازات سختی داره. حتی یه در کونی آروم به بچه! توی مهد به بچه ها یاد می دن که کسی حق نداره لمسشون کنه و اگه کسی بخواد ببوسه شون، باید ازشون اجازه بگیره. البته اینا ته حد قانونیه، ولی نشون می ده که بچه ها اینجا حقوق زیادی دارن و بیخود نیست که اینجا دومین بهشت کودکان بعد از سوییس هست.
به خاطر کمک های زیاد دولت به بچه دارها، مردم استرالیایی تر اینجا بچه های زیادی دارن. خیلی از فروشگاه ها روی چرخ دستی خریدشون دو تا جای نوزاد دارن واسه دو قلو ها و تعداد مادران مجرد بسیار زیاده.
ببخشید اگه نوشته امروزم انسجام نداره، ولی فرصت نشد که خوب تنظیمش کنم.
4 خرداد:
لیلا درباره کتاب بچه پرسیده بود. کتاب بچه و بزرگسال هردو اینجا خیلی گرون هست. بهتره کتاب داستان واسه بچه بیارین. ولی گاهی کتاب هم مثل چیزای دیگه تو این کشور فروش فوق العاده با قیمت خیلی خوب داره و مثلا 4 کتاب داستان کوچیک رو می تونین 3 دلار بخرین.
5 خرداد:
آتنا می گه: برای بچه هایی که ایران هستن فلش کارتهای کتاب Tiny Talk خیلی موثره. پسرم با این کارتها بالای 1000 کلمه یاد گرفته البته کلاس زبان ميره همين سري كتابها رو اموزش ديده أمسال پيش دبستان خواهد رفت.
16 خرداد:
اگه سری به کتابخونه های عمومی بریزبین بزنین، کتابهای بسیار خوب و جذابی واسه بچه ها هست که علاوه بر اینکه زمان مطالعه شما می تونه بچه رو مشغول کنه، می تونین قرض بگیرین و شبا واسه بچه هایی مثل نیکی که عادت به کتاب قبل خواب دارن بخونین و پول خرید کتاب ندین.
29 خرداد:
چند روز پیش سری به یه Garage sale مخصوص بچه ها زدیم، علاوه بر اسباب بازیهای خیلی ارزون، کتابهای زیادی داشت با قیمت 50 سنت تا 1.5 دلار که خیلی ارزون و به صرفه بود. ما زیاد کتاب نخریدیم چون می تونیم به راحتی از کتابخونه تهیه کنیم، ولی به هر حال برای خرید کتاب همچین جاهایی به صرفه است.
کارتون هایی رو که اینجا میده چندتاشون واسه بچه های ایرانی آشناست مثل گوسفند زبل (Shaun the sheep)، پت پستچی (Postman Pat)، توماس و دوستان (Thomas & Friends)، نیک و نیکو (که اسم اینجاییش رو نمی دونم) و ... . کلا کارتونهای اینجا بچه های توی گروه سنی نیکداد رو کاملا جذب می کنه و واسه بچه های بزرگتر و کوچکتر نمی دونم تا چه حد جذابه.
توی شهر و به خصوص تو قسمت مرکزی، آخر هفته ها برنامه های رایگانی واسه بچه ها میذارن که واقعا بچه ها حال می کنن. مثلا یه خانومی هست که مثل خاله شادونه خودمونه و دو هفته پیش برنامه داشت توی South bank و اسپانسر برنامه هم شرکت تویوتا بود و یه ماشین صفر سفید رنگ و آورده بودن که بچه ها با آبرنگ روش نقاشی بکشن. نمی دونین چه غلغله ای بود و آخرش ماشین بدبخت چه شکلی شده بود!
فروشگاه Bunnings هم که مخصوص فروش ابزار و لوازم باغبانی و تعمیراتی هست، هر هفته یه برنامه رایگان واسه بچه ها داره، مثلا هفته قبل که ما رفتیم کارگاه ساخت تابلوی موزاییکی واسه بچه ها بود که نیکی هم یکی درست کرد و به نظرم خیلی بچه ها کیف می کنن و حتی اگه جنبه آموزشی نداشته باشه، بازم تنوعی هست واسه بچه که می تونه بریزو بپاش کنه و خراب کاری کنه و کسی هم نگه که نکن، یا اینطوری نه و این چیزایی که ما خیلی به بچه می گیم.
10 تیر:
امروز تزریق واکسن های نیکداد تموم شد. به هیچ وجه اطلاعی از اینکه چی هستن و چه شباهت و تفاوت هایی با واکسنهایی که بچه ها تو ایران می زنن ندارم، اما اغلب ایرانی ها که اینجا میان و بچه هاشون بین 2 تا 5 ساله هستن، باید این 5 تا واکسن رو بزنن. اگه خواستین می تونین اسمشون رو گوگل کنید و اگه اطلاعات دقیقی هم دارین دربارشون بگین که من اینجا اضافه کنم:
PREVENAR 13
VARILRIX
HIBERIX
NEISVAC-C
H-B-VAX II (PAEDIATRIC)
که آخری ظاهرا همون هپاتیت B خودمونه.
این پست رو من هر از چندگاهی آپدیت می کنم و یه لینک توی لینک دونی واسه این مطلب می ذارم.