قاضیان در ترازو

بعد مدتها، یه پستی نوشتم درباره چیزی که اصلا ربطی به مهاجرت نداشت (منظورم پست قبليمه) و جزء دغدغه های شخصیم بود. یه ماه یا شاید بیشتر نگهش داشتم و پابلیش نکردم. عمدتا به این دلیل که می دونستم که باعث بحث و تنش میشه و کلا خوشم نمیاد که کسی فکر کنه که من مساله ای رو مطرح می کنم که چالش برانگیز باشه و هی تنور دعوا رو داغ و داغتر کنم که بازدید بلاگم زیاد شه و کامنتها زیاد بشه و بعدش ذوق کنم که عجب وبلاگ پویایی دارم و به به و چه چه به خودم بگم. صرفا واسه اینکه خیلی به این مساله فکر کرده بودم نوشتمش و سعی کردم به کسی هم بی احترامی نکنم و واقعا و با تمام وجودم می دونستم که خیلی ها مطلب منو طور دیگه ای می فهمن، خیلی ها فقط یه تیکه اش رو می چسبن و بحث رو از مسیر خارج می کنن و خیلی ها تهمت می زنن. ولی من با خودم عهد کرده بودم مرز خود سانسوری در بلاگم تا حدی باشه که خطر فیلتر شدن وبلاگم نباشه و به خاطر قضاوت این و اون خودم رو قیچی نکنم. سی سال سانسور کردن خودم کافی بود که اینطوری فکر کنم. این پست رو هم الان می نویسم که فقط چند تا چیز رو توضیح بدم و یه نمایی از کامنتهای عمومی و خصوصی ارائه بدم و قضاوت رو بذارم به عهده همه خوانندگان:

اون موقعی که تعدادی از شاهان این مملکت رو لیست کردم که همشون قدرتشون به واسطه شمشیرشون بوده، می دونستم که حساسیت به بعضی اسما وجود داره. به خصوص وقتی اسم کوروش کبیر رو آوردم. من واقعا به این قضیه باور دارم. تاریخ ایران رو در حد توان و وقت خودم خوندم. من نمی تونم به واسطه منشور حقوق بشر کوروش که 2500 سال پیش نوشته شده، بگم که این آقا بر حق بود و مشروع. مگه میشه یه آدم بی نقص باشه؟ اونم 2500 سال پیش؟ مگه ما به نسل پیش خودمون ایراد نمی گیریم که مثلا با اختلاف سن سی ساله شون قدیمی هستن و اینطور و اونطور؟ حالا چطور از یه آدم 2500 سال پیش یه بت درست می کنیم؟ دوستانی که به من بد و بیراه گفتن، خوبه یه سری به یه کتاب تقریبا بی طرف تاریخی بزنن. من نمي گم فلان كتاب رو بخونين. به هر حال كوروش هم براي كشورگشايي آدم كشت. مگه نه؟ من مطالبي درباره اش توي تاريخ تمدن ويل دورانت خوندم. همون جلد مشرق زمين، گهواره تمدن. دربست قبول نكردم، ولي به نظر بي منطق هم نبود. مگه سلطنت و حکومت همزمان بدون خونریزی در تاریخ بشر معنا داره و ممکن بوده؟ بله، کوروش از زمان خودش خیلی خیلی جلوتر بوده. ولی کامل و بی نقص هم نبوده. به هر حال پادشاهی در مشرق زمین بوده که در مختصات کلی شاهان این سرزمین قرار می گیره و تطابق داره.

در مورد کریم خان زند هم همینطور. شکی ندارم که خیلی ها در مورد اینکه این پادشاه کی بوده و چطور آدمی بوده اطلاعی ندارن. اونم از نظر من مثل محمود خودمون بوده که می دونسته چطور با شعارهای مردم پسند و عدالت خواهانه توده ها رو همراه خودش کنه و ... که در حوصله این بحث نیست. و اونجایی که من خوبی های شاه رو برشمردم، می دونستم که از سوی طرفداران جمهوری اسلامی متهم به طاغوتی بودن می شم و وقتی ازش ایراد گرفتم مطمئن بودم که عده ای منو وابسته به حکومت فعلی فرض می کنند. انگار هیچ حالتی غیر از این دو حالت متصور نیست. یعنی تنها دو شکل حکومت می تونه وجود داشته باشه یکی جمهوری اسلامی و یکی سلطنت مشروطه! عجبا از مردمی که ما باشیم.

قبول دارم که در اینجا به شاه ایرادهای زیادی گرفتم. ولی مگه قرار بود کسی ازش ایراد نگیره؟ به تناسب بحث، اين قضايا ارتباط تنگاتنگي با شاه داشت از نظر من. کی ایراد و انتقاد از افراد رو به تعصب تعبیر کرده؟ کی گفته که من اگه شخصیتی رو نقد کنم و حتی بهش بتازم، متعصبم؟ تعصب اونجایی معنا داره که مخالف من با رعایت ادب بیاد و صرفا اندیشه منو نقد کنه، نه انگیزه احتمالی منو. و بعد من واسه عقیده خودم سینه چاک کنم. واقعا من کجای این مطلب و مطالب دیگه ام چنین رفتاری بروز دادم؟ اینکه یه نفر بیاد و بگه آقا شاه اینطوری و اونطوری بوده و این کارا رو کرده. اصلاحات ارضی کرده، به زنان حق رای داده، دین رو از سیاست جدا کرده و ... . منم مخلص اون آدم هستم و به چنین آدم هایی ارادت و احترام می ورزم. ولی کو همچین نظراتی؟

فرض کنید من غیر مذهبی می خوام با یه مبلغ مذهبی وارد بحث انتقادی بشم. می تونم اینطوری شروع کنم:

« شما آخوندا کلا ....» یا اینطوری: «ببینید، تصور من اینه که روحانیان ...». در ظاهر هیچ توهینی توی هیچ کدوم از دو جمله نیست ولی بار توهین آمیز اولی به شدت آشکاره و من اینطوری شمشیرو از رو بستم و تمایلی به گفتگو ندارم اصلا. اون دوستی که اومد اول به من گفت تو عربی، و اینکه تو خودت رو در همه زمینه ها صاحب نظر می دونی و به خودت چطور جرات دادی که از فردوسی ایراد بگیری، در نظر من کار اول انجام داد. اسم این انتقاد نبود. این یه حمله به شخصیت من بود تا نظرم به واسطه تحقیر شخصیت کم ارزش جلوه کنه. وگرنه اون سوال و انتقاد رو می شد خیلی بهتر و محترمانه تر انجام داد چنانکه برخی دیگر از دوستان انجام دادند. چقدر دوست داشتم یه نفر بیاد و بگه: « علی، من باهات مخالفم. مگه شاه اشتباه کرد که جزایر سه گانه رو پس گرفت؟» یا « دوست عزیز، فکر نمی کنی که درباره خلیج فارس بی انصافی کردی؟ تغییر نام خلیج فارس که فقط ... (همون حرف دوستمون)». اون موقع مطمئنا جواب منم تغییر می کرد. ولی متاسفانه اینطور نیست. اونایی هم که مخالف بودن، یا منو لایق استدلال مخالفشون ندونستن، یا به من تهمت متعصب بودن رو زدن و یا از در نصیحت وارد شدن و اصلا نگفتن که با کجای حرفام مخالفن. یعنی احساس من اینه که خیلی ها مخالفت می کنند به این خاطر که اين حرفها از دهن من در اومده. صرفا گوينده باعث شده كه خيلي ها چنين قضاوتي كنن. البته اصلا به همه نظردهنده ها تعميم نمي دم اين قضيه رو. ولي براي برخي اينطور بوده. نمی تونن نظر منو جدا از شخصیتم بشنون. من اینو هم یه مشکل تاریخی می دونم. مخالفت، بدون داشتن دلیل مشخص و صرفا به واسطه تصویر ذهنی از کسی که نظری داده یا راهی رو رفته. با شاه مخالفت کردیم و با کله آوردیمش پایین، ولی واقعا نمی دونستیم با چیش مخالفیم، الان هم وضع به همین منواله. همه ما مخالفیم، ولی هر کی یه استدلال داره که واسه خودش و تو دلش نگه می داره به عنوان یه گنجینه ارزشمند که معلوم نیست به چه دردی می خوره. ما یا ساکتیم، یا آن طور به جون هم می افتیم که نتیجه اش همون باتومیه که هممون رو خفه می کنه. بالاغیرتا، اگه خواستین منو قضاوت کنین، نوشته هامو با دقت بخونین.

در ضمن، همه آدمها از نظر من خاكستري هستند. همه تركيبي از خوبي و بدي هستند و هيچ استثنايي هم وجود نداره. گاهي ميشه از يه قاتل و جاني حرفي رو شنيد و در زندگي به كار بست كه كاملا درسته و ممكنه آدم رو از اين رو به اون رو كنه. فقط به شرطي كه بتونيم انگيزه رو از انديشه جدا كنيم.

من باز هم خواهم نوشت و اینجا صرفا یه وبلاگ مهاجرتی که طریقه تمدید پاسپورت و گرفتن بلیط و پیدا کردن کار رو توضیح می ده، نخواهد بود. این صفحه مخصوص به من و آینه افکار منه. الان به دلایلی نمی تونم توش راحت بنویسم. اما وقتی یه جای شخصی و بدون محدودیت دست و پا کردم، بی پرده تر خواهم نوشت. احتمالا در آينده پست هاي « در ترازو » رو ادامه مي دم. فقط واسه اينكه بگم كه آدم ها چطور مي تونن تركيبي از خوبي و بدي باشن. به عنوان مثال، يه جستجو درباره «احمد قوام» بكنين. كار بزرگي كه انجام داد در باز پس گيري آذربايجان از شوروي و نقش منفيش در سقوط مصدق.

دو کلمه درباره تعصبهای ضد عربی ما

ما ایرانی ها گاهی تعصباتی به بعضی چیزها نشون می دیم که از نظر من خنده داره، بیشتر از این نظر که کلید می کنیم به یه چیز تو یه دوره زمانی، بعدش مثلا 30 سال بعد اصلا و مطلقا نشانی از اون تعصب نیست. یه نمونه اش همین قضیه خلیج فارس یا جزایر سه گانه است. مساله خیلی ساده است. اگه یه نگاه یه کم عمیق تر به موضوع بکنیم شاید یه کم موضعمون تعدیل بشه.

ما یه شاهی تو این مملکت داشتیم که مثل همه شاه های قبلیمون، پاسخگو نبود و قدرت و مشرعیتش مثل همه حاکمان این مملکت از کوروش گرفته تا خلفای عباسی و نادرشاه و بعدش کریم خان وکیل الرعایا (!) و آغا محمد خان، صرفا محصول شمشیرش بود. یه انتخاباتی هم برگزار می کرد که به قول بختیار نتیجه اش همیشه 99.1 درصد به نفع خودش بود. البته الان درصدها حدود 66 درصد شده. حالا اون رفته و بعضی از ما ها - به دلایلی که پر واضحه و از مقایسه ناشی میشه - واسش خدا بیامرزی می کنیم. حالا نمی گم خدا نیامرزدش، ولی بابا چرا ما اینقدر صفر و یک هستیم؟ نه به اینکه دودمانش رو بر باد دادیم، نه به اینکه شبکه م.ن.و.ت.و مستندی درست می کنه که این آقا مظهر اقتدار جهانی ایران بوده و این حرفا و لامصب آدم کف می کنه و انگار نه انگار که تو کشوری ایشون پادشاهی می کرده که 55 درصد مردم سواد خوندن و نوشتن نداشتن! ژیسکاردستن (رییس جمهور وقت فرانسه) می گفت که وقتی اومدم ایران، تعجب می کردم که چرا همش منو با هلیکوپتر این ور و اون ور می بردن و ماشین کاربردی نداشت!

این آقا مثل همه ما ها، یه آدم معمولی بود که خوبی هایی هم داشت. ولی به عنوان یه آدم معمولی، یعنی اگه عنوانش رو ازش می گرفتی، جذبه ای نداشت. دنبال پیشرفت مملکت بود، ولی از راه ظواهری که فریبنده باشه. بیشتر دنبال این بود که خارجی ها بگن ایران اینطوره و اون طور. اینکه واقعا کشور پیشرفته باشه، براش در اولویت نبود. هواپیما و زیر دریایی و ... می خرید، اما به خیلی چیزهای اساسی نمی رسید. تبلیغاتی می کرد که ایران به زودی از نظر قدرت صنعتی و اقتصادی به سوئد می رسه که همون موقع هم مضحک بود. باید گفت که یه آدم متوسط بود. درجه ای از کینه در وجودش وجود داشت، اهل سرکوب آزادی بیان و اجتماعات بود، اما اونجایی که دوستان خارجیش بهش فشار می آوردن کوتاه می اومد. مثل آزادی دکتر شریعتی که تحت فشار دولت الجزایر انجام داد یا صرفنظر از اعدام مسعود رجوی به درخواست شوروی. اما این آقا، حداقل در یه گردنه تاریخی پدر ما رو درآورد و اونم زمانی بود که دولت قانونی مصدق رو ساقط کرد. کاری به اینکه مصدق کار درستی کرد یا نه ندارم، کاری به روش هاش و اینکه انعطاف پذیر هم نبود ندارم. کاری به اینکه در ارزیابی قدرت خودش و شعور مردم اشتباه کرد هم ندارم. یعنی در صلاحیت من نیست که بخوام ایشون رو قضاوت کنم. اما در اینکه میهن پرست بود و برای مردم ایران تلاش کرد شکی ندارم. فکر هم نکنم تعداد زیادی آدم باشن که اعتقاد داشته باشن که مصدق میهن پرست نبود، جز احتمالا سلطنت طلبان متعصب.  حالا این آقای مصدق یه گامی برداشت و نفت رو ملی کرد. چیزی که ما هنوز هم پزشو می دیم. آقای شاه هم که اون هم تا حدی احساسات میهن پرستانه داشت (و باز هم فکر نمی کنم که مخالفین منطقی شاه هم بگن که او میهن پرست نبود)، به کمک مدافعین همیشگی حقوق بشر و دموکراسی، دولت مصدق رو پکوند و حتی وقتی مرد، نذاشت 10-20 نفر بیشتر برن تو تشییع جنازش. بعدش جنگ شد بین اعراب و اسراییل. هیچ کشور عربی به اسراییل و داداش بزرگش – آمریکا - نفت نمی فروخت. شاه به اسراییل نفت داد، و سوخت ماشین جنگی غرب رو تامین کرد، پس واسه خودش دشمن تراشید. بعد آقای جمال عبدالناصر که در میهن پرستی ایشون هم شکی ندارم، گفت که من به تاسی از مصدق کانال سوئز رو ملی می کنم و گفت که خارجی ها بساطشون رو از اونجا جمع کنن. خب، این دو تا حادثه، یعنی حمایت الکی و بیخود شاه از تجاوز اسراییل به اعراب و حمایت هوشمندانه ناصر از مصدق، باعث شد که این آقایان دشمن خونی هم بشن. ناصر که همیشه تو سخنرانی هاش می گفت: « من المحيط الاطلسی الي الخليج الفارسي» یه بار واسه اینکه شاه رو بچزونه گفت: «من المحيط الاطلسی الي الخليج العربي». خب با اون کاریزمایی که ناصر توی دنیای عرب داشت، این اصطلاح فوری جا افتاد. ولی حالا ما فراموش کردیم که این اصطلاح از طرف یه آدم دوست به این خلیج داده شد، برای به چالش کشیدن یه دیکتاتور. لااقل اگه ناصر دوست نبود، دشمن هم نبود و تو اون وانفسا که ما پشت مصدق رو خالی کردیم، اون از جنبش ما حمایت کرده بود. ما عوض اینکه بشینیم و این قضیه رو با گفتگو و دوستانه حل کنیم، هی اومدیم فحش دادیم و کار به جایی رسید که عکسای مستهجنی توی اینترنت منتشر شد که مثلا زنهای عرب اینطورین و ما ایرانیا اینطوری. بعدش هم طبق معمول کار به اینجا رسید که ما نمی دونم چند هزار سال قدمت و فرهنگ و ازین چیزا داریم و عربا ندارن و همه چیزشون رو به باد توهین و مسخره گرفتیم. یکی نیست که بگه آقا اگه اینا اینقدر بی لیاقتن، چرا ما که می خوایم بریم استرالیا باید با خطوط امارات یا قطر بریم؟ چرا قطر داره پروازهای داخلی ایران رو هم می گیره؟ چرا این کشور فسقلی میزبان جام جهانی فوتبال شده، ولی عرضه ما فقط برگزاری مسابقات اسکی روی چمن بوده که اونم دیگه بهمون نمی دن؟ و از همه مهمتر، آیا واقعا این مساله اسم اینقدر مهمه؟ جز اینه که اگه اسم اونجا بشه «خلیج کاملا و منحصرا فارس»، بازم فقط 60 کیلومتر نوار ساحلیش مال ماست؟! جز اینه که همین دریایی که بالای سر منه، به جای اینکه بهش بگیم «دریای مازندران»، اسم آذری «خزر» رو براش به کار می بریم و آب از آب تکون نمی خوره و احساسات میهن پرستانه مون هم سرجاش می مونه؟!

بعدش یه نهضتی راه افتاد که نباید لغات عربی به کار ببریم که به نظر من واقعا خنده دار تر از این نمیشه. به نظر من عربی، به دایره لغات زبان فارسی اضافه کرده و فارسی رو شیواتر کرده. بنده با اجازه شاهنامه فردوسی رو هم خوندم. فردوسی فارسی رو زنده کرد، ولی اگه بیش از این از تعداد لغات عربی می زد، فارسی رو می کشت. از خیلی تحصیل کرده ها شنیدم که گفتن فردوسی 4 یا 5 تا لغت عربی استفاده کرده!

تو همین مصراع معروفش (حکیم سخن در زبان آفرین) کلمه عربی اومده، بقیه بماند که حال خوندن و پیدا کردن ندارم الان. اصلا همین پاراگراف قبلی خود من بیش از 15 تا لغت عربی داشت! این روزها و سالها دوره حساسیت های ضد عربی ماست. اصلا کاری به لغات فرانسوی که همه جا داریم ازش استفاده می کنیم نداریم. از «گیشه و بوفه و بلیط گرفته، تا اورژانس و آسفالت و آبستراکسیون». لغت های انگلیسی هم که بالای سر ما هستند، از «واکمن و موبایل و تبلت تا افترشیو و اینترنت و ماشین». بابا، زبان ها رو هم تاثیر می ذارن، به هم کمک می کنن. کار آدما هم نیست که جلوشونو بگیرن. اصلا چه لزومی داره آخه؟ مگه وقتی «کاروان یا پردیس» از فارسی وارد انگلیسی شد اونا موضع گرفتن؟ مگه هر سال کلی لغت خارجی وارد لغتنامه های فرانسوی و انگلیسی و آلمانی نمی شه؟

در مورد این جزایر سه گانه و حواشیش هم یه مطالعه ای درباره دسته گل های آقای شاه بفرمایید، فکر کنم خیلی راهگشا باشه و برام جالبه که هم تو این مساله، هم تو قضیه فلسطین، هم جزایر فالکلند و هنگ کنگ  و ...، برادران انگلیسی ما خیلی نقش مثبتی ایفا کردن! و ما و همسایگانمون یه عمر داریم واسه هم الکی خط و نشون می کشیم. آخرش هم ما آش کشک خاله هم هستیم، مگه نه؟

اين پست رو يه ماه پيش نوشته بودم و اينكه الان منتشرش كردم دليل خاصي نداره.


23 تیرماه (پاسخ به کامنت مازیار عزیز):

 سلام دوست عزیز. ممنونم که وقت گذاشتی، خوندی و نظر دادی ولی شما هم مثل بقیه دوستان نگفتی کجای حرفای من بی مایه بوده و چرا؟ من به شخصه هیچ دشمنی با شاه احساس نمی کنم، ولی نبوغی هم درش نمی بینم و ایرادهایی رو که گفتم رو بر او وارد می دونم. در مورد نقش فردوسی همینطور. شما به عنوان دانشجوی دکترا، فکر می کنم باید خوندن متفاوتی با بقیه داشته باشی و مثل یه خواننده معمولی صرفا یه متن رو نخونی و اولین ترجمه تحت الفظی از اون رو برداشت کنی. شما با عبارت «همیشه فارس» قضاوت بیطرفانه خودت رو زیر سوال بردی و این علمی و آکادمیک نیست. منم معتقدم فردوسی زبان فارسی رو نگه داشت و زنده کرد و تعجب می کنم که شما و برخی از دوستان طور دیگه ای برداشت کردید. نظر من این بود و هست که فردوسی واقع بین بود و نخواست که کلیه کلمات عربی رو از زبان فارسی حذف کنه، چون عربی تا حد زیادی به شیوایی فارسی کمک کرده. در ضمن، من از حرف شما و دیگران دلگیر نمی شم و تا زمانی که بهم توهین نشه همه نظرات مختلف رو پابلیش می کنم ولی خواهش می کنم وقتی مخالفید صرفا نگید که مخالفید و سعی کنید که دلیلی براش داشته باشید و اون دلیل هم احساسی نباشه چون اینطوری همون احساس سستی استدلالتون به من القاء می شه.

تابش فرابنفش (2) - کرم ها و محلول های حفاظت کننده

کرم ضد آفتاب

هنگامی که جهت خرید کرم یا لوسیون ضد آفتاب به بازار مراجعه می کنید، با تعداد زیادی انتخاب روبرو می شوید و بدون داشتن اطلاعات لازم، نه تنها ممکن است مبلغ زیادی را بیهوده از دست دهید، بلکه ممکن است انتخابی کنید که به شدت برای سلامتی شما مضر است.

اصولا وسایل حفاظت اطمینان خاطری به فرد می دهد و به همین دلیل شخص خود را بی پروا تر در معرض خطر قرار می دهد. یعنی اگر شما از کرم ضد آفتاب گرانی استفاده کنید، به احتمال زیاد 2 ساعت بدون دغدغه خاصی در آفتاب مشغول فعالیت می شوید. حال فرض کنید که این کرم علیرغم قیمت بالای آن، کارایی خاصی ندارد، پس شما 2 ساعت خود را در معرض خطر قرار داده اید در صورتیکه اگر کرم نداشتید، ممکن بود کارتان را به سرعت در نیم ساعت انجام دهید! پس باید در خرید دقت کرد.

همانگونه که پیشتر ذکر شد، شاخص SPF، تنها درجه حفاظت در برابر تابش UVB را مشخص می کند. به علت اینکه اغلب مردم از این موضوع بی اطلاع هستند، شرکت های سازنده، نهایت سوء استفاده را از این مساله کردند و هر روز با اعلام SPF بالاتر، ادعاهای بیشتری را مطرح کردند تا آنجاییکه دولت ایالات متحده اعلام کرد که SPF های بالای 50 را باید با علامت 50 + اعلام کرد، چه مقدار واقعی 60 باشد و چه 100. دولت استرالیا نیز SPF 30+ را به عنوان حد بالا اعلام کرد. هدف دولت ها از این کار این بود که شرکت ها به جای رقابت بیهوده برای بالا بردن SPF، به حفاظت در برابر UVA توجه بیشتری کنند که بسیار مهلک تر است. به همین دلیل، محصولاتی به نام تجاری sunblock وارد بازار شد که در واقع در برابر هر دو نوع اصلی تابش فرابنفش مقاومند. دولت ها اما ترجیح می دهند از عبارت محلول های ضد آفتاب با طیف وسیع (Broad spectrum sun lotion) استفاده کنند. پس برای خرید کرم ها و محلول های ضد آفتاب دنبال این عبارت ها بگردید: کرم ضد آفتاب Broad spectrum یا کرم ضد آفتاب UVA+UVB SPF.

کرم های ضد آفتاب از دیدگاهی دیگر، به دو نوع فیزیکی و شیمیایی تقسیم می شوند. در نوع شیمیایی، انرژی تابش فرابنفش توسط کرم جذب شده و در در واقع به حرارت تبدیل می شود و همین جذب، مانع از رسیدن تابش به پوست می شود. در نوع فیزیکی، مکانیسم بر اساس انعکاس است. یعنی پرتو به سادگی بازتابش می شود و بدین وسیله پوست محافظت می شود.

ضد آفتاب های شیمیایی چرب هستند و همانگونه که در مکانیزمشان توضیح داده شد، باعث ایجاد گرما در پوست می شوند. به علاوه حاوی موادی هستند که ممکن است توسط پوست جذب شوند و حساسیت ایجاد کنند. به علاوه بهترین ماده حفاظت کننده در برابر UVA، اکسید روی(Zinc oxide) است که در ضد آفتابهای فیزیکی وجود دارد. این ماده همان است که در پودر بچه از آن استفاده شده است و بهتر است کرم شما این ماده را داشته باشد. ماده جایگزین آن می تواند اکسید تیتانیوم (Titanium oxide)  باشد، اما به خوبی مورد اول نیست. بنابراین استفاده از ضد آفتاب های فیزیکی به خصوص برای افرادی که پوست چربی دارند یا مثل نگارنده این سطور از چرب شدن پوست خود احساس بدی دارند، توصیه می شود. توجه کنید که ممکن است ترکیبات خاصی مخصوص آقایان، خانم ها و کودکان در کرم ها قرار داشته باشند، از جمله خوشبو کننده ها و رنگ ها که هنگام خرید باید به آنها توجه کرد.

برای استفاده موثر از این کرم ها، لازم است که نیم ساعت قبل از قرار گرفتن در معرض آفتاب از آنها استفاده کنید. پس از اینکه در معرض آفتاب قرار گرفتید، بعد از نیم ساعت، آنرا تجدید کنید و پس از آن هر دو ساعت یکبار این کار را تکرار کنید.

 کرم های ضد آفتاب و ویتامین D

کرم های ضد آفتاب خوب، به حدی جلوی پرتوهای آفتاب را می گیرند که ممکن است در تولید ویتامین D اختلال ایجاد کنند. توصیه می شود که در ساعاتی که شاخص UV در حد پایین یا متوسط-پایین است، هر فرد حدود نیم ساعت در روز خود را در معرض آفتاب قرار دهد. این مساله به خصوص در مورد کودکان اکیدا توصیه می شود.

 نتیجه گیری خودمانی

حتما کرم ضد آفتاب بزنید. به خدا شوخی نداره.

کرم رو از ایران نخرین. برین اونجا و یه چیز پدر و مادر دار پیدا کنین.

مواظب بچه هاتون باشین و از همین الان عادتشون بدین.


پي نوشت: دوستان مهاجر، يه سوال مهم دارم ازتون. ما واسه مهاجرت يه عالمه فرم پر كرديم و دياك گفت كه يه كپي ازشون داشته باشين. بعضي هاشونو هم دوبار يا سه بار فرستاديم و الان يه حجم زيادي كاغذ و فايل كامپيوتري داريم. آيا نگه داشتن اينا بعد از صدور ويزا همچنان لازمه؟ آيا نگه داشتن گواهي سوء پيشينه كه ترجمه و اسكنش رو فرستاديم لازمه؟ قرارداد و فيش حقوقي و ... چي؟ پاسپورت هاي قديمي رو اينجا بذاريم يا ببريم با خودمون؟ هم جا گيره، هم اعصاب خرد كن نگه داشتن اين همه چيز و به علاوه اونايي كه كاغذي هستن، وزن هم دارن كه براي بردن بار ما رو محدود مي كنن. از راهنماييتون ممنون مي شم.

برچسب پر دردسر (2)

پست قبلیم درباره برچسب با اینکه فقط چند تا دونه کامنت داشت، ولی خیلی پربازدید بود و گفتم کاملش کنم بهتره.

چهارشنبه حدود ساعت ۹ صبح یه تماس داشتم از سفارت که تا اومدم گوشی رو وردارم قطع شد. بعد چند دقیقه راز بهم زنگ زد که یه خانمی از سفارت تماس گرفت و گفت می تونین به TNT بگین که بیاد پاسپورتها رو تحویل بگیره. راز ازش پرسید که لازمه مدرک شناسایی از ما همراه پستچی باشه؟ و اونم گفت که نه. خلاصه من بلافاصله با TNT تهران تماس گرفتم و گفتم که قبلا این پروسه رو با دفتر رشت چک کرده بودم، ولی اونا می خواستن که مدارکمو یعنی کپی شناسنامه و کارت ملی رو با پست بفرستن تهران، و بابت اونم ازم پول خواستن و به نظر من، وقتی میشه مدارک رو به تهران فکس یا ایمیل کرد، این کار بیهوده است. آقاهه یه شماره داد و گفت که این کار رو شاخه ایرانی TNT انجام میده که اسمش TPG  هست. با اون تماس گرفتم و خانمه گفت که مدارک و اطلاعات کامل رو واسم ایمیل کن، من انجام می دم واست و پس کرایه حساب می کنم. نتیجه این شد که ساعت 12 ظهر من اسکن پاسپورت، کارت ملی و شناسنامه خودم رو به همراه نامه گرنت واسش ایمیل کردم و ساعت 1:30 همون روز پاسپورتها رو گرفتن و صبح فرداش که پنجشنبه بود با من تماس گرفتن که شنبه میرسه به دستتون! ما هم کلی شگفت زده شدیم که یه کار هنوز تو این مملکت مونده که ممکنه یه روزه بشه انجامش داد. در ضمن، سفارت ظاهرا فقط روزهای دوشنبه، سه شنبه و چهارشنبه و اونم تا ساعت 14 پاسپورت به پست تحویل میده و موقع هماهنگ کردن با پست این مساله رو هماهنگ کنین باهاشون.


پي نوشت:

پاسپورتها رسيد و مبلغ پست 16400 تومان شد. خوب شد نرفتم تهران واسه همچين چيزي.

تابش فرابنفش (1) - شناخت

یکی از خوبی های مهاجرت اینه که آدم دنبال چیزایی میره که یه روز فکرشو هم نمی کرد. من 4 سال اهواز بودم و یه بار هم کرم ضد آفتاب نزدم. حالا از ترس چیزهایی که از سرزمین موعود شنیدم، رفتم و جون خودم تحقیقات کردم! این مطالب رو هم نوشتم، چون هیچ منبع جامع و قابل اعتماد فارسی ای پیدا نکردم. مطالب تکراری و کوتاه زیاد پیدا میشه، ولی چندان قابل اتکا نیست و به علاوه به روز هم نیست. اینو رو هم از چند تا منبع گرفتم. از ویکی و چند تا وبسایت آمریکایی و استرالیایی. ولی چون از اول تصمیم نداشتم که یه پست از توش در بیارم، فقط تو یه فایلword اون چیزایی رو که به دردم می خورد کپی کرده بودم و الان هم نمی دونم که دقیقا هر تیکه اش رو از کجا آوردم ولی انصافا همشون معتبر و درست و حسابی بود. امروز گفتم ترجمه شون کنم و با دوستان سهمش کنم و امیدوارم چیز به درد بخوری شده باشه و به خاطر طولانی شدنش تو دو تا پست می ذارمش تو بلاگم. اولی در مورد تابش UV هست و مضراتش و دومی درباره حفاظت در برابر UV.

فقط ببخشید که منبع نداره. به علاوه من یه مهندس فنی هستم با دانش اندک زبان انگلیسی در حوزه کار خودم، اگه اشتباهی توی متن بود که از منظر دوستان مطلع از جانب ترجمه من رخ داده، ببخشید و حتما بگید تا اصلاح کنم. بخش های «کرم ها و محلول های حفاظت کننده» و «کرم های ضد آفتاب و ویتامین D» هم ترجمه متن مشخصی نبود و اون چیزی رو که خونده بودم با ادبیات خودم جمع بندی کردم.

یه ضعف این پست اینه که مارک تجاری خاصی رو معرفی نمی کنه. حالا اگه کسی اطلاعی داشت بگه که به عنوان تجربه خودش به این پست اضافه کنم.


UV چیست؟

UV مخفف «تابش فرا بنفش» است و بخشی از تابش الکترومغناطیسی، یا به عبارت ساده انرژی است که ما از خورشید دریافت می کنیم. مهم نیست که در کجای دنیا هستیم، تا وقتی که نور خورشید هست، ما در معرض سطحی از تابش UV هستیم. اگرچه، قدرت UV و خطر ناشی از آن بر اساس چیزهای مختلفی از قبیل مکان، فصل، ساعت روز، ارتفاع، پوشش ابر، سطح ازون و ... بسیار متغیر است. سطح UV و خطر ناشی از آن با شاخص UV (UV index) مشخص می شود.

قرار گرفتن بیش از اندازه در معرض UV می تواند عواقب جدی بر سلامتی داشته باشد مثل سرطان پوست، پیري زودرس پوست، سرطان چشم، کوری در روزهای برفی، تضعیف سیستم ایمنی و ... . اگرچه بیشتر تاکیدها و اخطارها در زمینه سرطان پوست است، اما نباید عوارض دیگر آن را از نظر دور داشت.

انعکاس تابش فرابنفش هم می تواند بسیار زیانبار باشد. جالب است بدانید که شن ساحل تا 15 درصد، آب دریا تا 25 درصد و برف تازه تا 80 درصد می تواند پرتوهای فرابنفش را باتابش کند.

 تابش UV

تابش فرا بنفش، نوعی نور است که برای بشر نامرئی است. به آن ultra(فرا) بنفش می گویند زیرا فراسوی بسامد (frequency)ی است که بشر آن را به عنوان رنگ بنفش تعریف می کند. اگرچه ما نمی توانیم این نور را ببینیم، اما گونه های دیگر حیات روی زمین مثل زنبورها و پروانه قادر به دیدن آن هستند و از آن برای راهنمایی و تشخیص استفاده می کنند. تابش فرابنفش بر اساس طول موج آن به سه شاخه UVA، UVB و UVCتقسیم می شود. هرکدام از این شاخه ها، از یک جنبه برای سلامتی زیانبارند.

 UVA

حدود 95 درصد تابش فرابنفش خورشیدی روی سطح زمین از UVAتشکیل شده که طول موجی برابر 315 تا 400 نانومتر دارد. UVA نسبت بهUVB به عمق بیشتری از پوست نفوذ می کند و قرار گرفتن در معرض مقدار زیادی UVA می تواند سبب آسیب غیر مستقیم به DNA، پیری پوست، سرطان پوست و آسیب به چشم ها شود. UVA باعث آفتاب سوختگی نمی شود و از آنجاییکه که SPF فقط نشان دهنده سطح حفاظت در برابر آفتاب سوختگی است، بسیار مهم است که محلول های ضد آفتاب با طیف وسیع (Broad spectrum sun lotion) استفاده شود که در برابر هر دو نوع UVA و  UVB مقاومند.

Sunbed ها اغلب UVA تابش می کنند و در برخی کشورها به عنوان عامل سرطان زا طبقه بندی می شوند و در تعدادی از این کشورها استفاده از آنها ممنوع شده است.

UVB

تابش UVB به اندازه UVA در پوست نفوذ نمی کند و بیشترش توسط لایه خارجی پوست جذب می شود. احتمال آفتاب سوختگی توسط UVBبیشتر است و عامل شروع سرطان پوست است.

حدود 90 درصد از تابش UVB توسط ازون (Ozone)، بخار آب، اکسیژن و دی اکسید کربن جذب می شود. ازون بزرگترین جذب کننده UVB است و شدت UVB در سطح زمین به طور تنگاتنگ وابسته به میزان ازون موجود در جو و ضخامت لایه ازون است. طول موج UVB بین 280 تا 315 نانومتر است.

 UVC

UVC مضرترین نوع تابش بین سه شاخه تابش فرابنفش است، اما توسط لایه ازون حذف می شود و به سطح زمین نمی رسد. اگرچه، آسیب مداوم به لایه ازون توسط CFC ها (chlorofluorocarbons) و گازهای halonممکن است به تابش UVC اجازه دهند تا به سطح زمین برسد.

این مساله به علت نازک شدن لایه ازون یک مشکل بالقوه در استرالیاست. طول موج UVC بین 100 تا 280 نانومتر است.

 شاخص UV

سازمان بهداشت جهانی (WHO) با همکاری برنامه زیست محیطی سازمان ملل متحد (UNEP)، سازمان جهانی هواشناسی (WMO)، کمیسیون بین المللی حفاظت در برابر تابش غیر یونیزه (ICNIRP) و اداره فدرال حفاظت در برابر تابش آلمان (Bundesamt fur Strahlenschutz)شاخصی را برای اندازه گیری میزان تابش فرابنفش معرفی کرده است. این شاخص عددی بین 0 تا +11 است که سطح تابش فرابنفش خورشیدی در سطح زمین را در زمانی خاص مشخص می کند و نمایانگر میزان عوارض تابش UV است بر سلامتی انسان. این شاخص عددی در 5 منطقه، طبقه بندی می شود:

محدوده 0 تا 2.9 - پایین (Low): در این حالت خطر بسیار کم است و نیازی به استفاده از وسایل حفاظت کننده نیست، مگر اینکه شخص حساسیت خاصی به UV داشته باشد.

محدوده 3 تا 5.9 - متوسط (Moderate): در صورتی که عدد آن به محدود پایین نزدیک باشد، حفاظت خاصی لازم نیست. در غیر این صورت باید از عینک آفتابی، کلاه و کرم ضد آفتاب SPF 15+ استفاده کرد.

محدوده 6 تا 7.9 - بالا (High): در این حالت خطر جدی آسیب به پوست و چشم وجود دارد. علاوه بر موارد ذکر شده در مورد قبل، لباس ها نیز باید در برابر نفوذ UV مقاوم باشند.

محدوده 8 تا 10.9 - خیلی بالا (Very high): در این حالت باید از کلاه لبه دار بزرگی استفاده کرد تا سر، صورت، چشم ها، گردن و شانه ها را در سایه قرار دهد. دست ها و پاها را می توان با لباسهای مقاوم پوشاند. برای پوست هایی که در هر صورت در معرض تابش هستند هم باید از کرم با SPF 30+ استفاده کرد.

محدوده 11 به بالا - شدید (Extreme): این تابش می تواند آسیب بسیار جدی به سلامتی وارد کند. باید سعی کرد تا زمان پایین آمدن شاخص UVاز آفتاب دوری کرد. تمام حفاظت های مورد قبل لازم است و علاوه بر آن باید تا آنجاییکه امکان دارد در سایه فعالیت کرد.

برخی از نقاط دنیا مثل یک سوم شمالی استرالیا (شمالی تر از بریزبین)، قسمت های جنوبی ایالات متحده (کالیفرنیای جنوبی، آریزونا، نیومکزیکو، تگزاس، لوییزیانا، می سی سی پی، آلاباما، جورجیا و فلوریدا) بیشترین احتمال داشتن شاخص UV متوسط به بالا در طول سال را دارند که این مساله استفاده از حفاظت کننده ها را در این مناطق ضروری می کند.

در مناطق ذکر شده در استرالیا و در فصول آفتابی سال، شاخص UV در ساعات 10 تا 16 بالاست و توصیه می شود حد الامکان از فعالیت زیر آفتاب اجتناب شود و کودکان را از بازی زیر نور آفتاب بر حذر داشت.

وبسایت هایی مثل اين يا اين و از همه بهتر آ‍ژانس حفاظت تابشي و ايمني هسته اي استراليا در استرالیا میزان تابش UV  را اعلام می کنند و آن را برای روزهای بعد پیش بینی می کنند. اگر ساکن استرالیا هستید، بازدید روزانه از این وبسایت ها را در نظر داشته باشید. 

ادامه دارد...